چرا ما تونستیم در کنترل نیوکاسل ویسروتروپیک تا حد زیادی با واکسیناسیون موفق باشیم اما در نیوکاسل های با علایم تنفسی خیر؟
چرا ما تونستیم در کنترل نیوکاسل ویسروتروپیک تا حد زیادی با واکسیناسیون موفق باشیم اما در نیوکاسل های با علایم تنفسی خیر؟
دلیل اینکه کنترل نیوکاسل ویزوتروپیک (VVNDV) با واکسیناسیون موفقتر بوده درمقایسه با نیوکاسل تنفسی (مثل پنوموتروپیک یا تراکئوتروپیک) به چند علت اصلی مربوط می شود.
1. محل گرایش ویروس و نوع ایمنی مورد نیاز
ویسروتروپیک ها عمدتا به بافتهای داخلی (روده، احشاء، سیستم ایمنی) حمله میکند. ایمنی همورال (سیستمیک، آنتیبادیهای سرمی) که واکسنها ایجاد میکنند در کنترل آن بسیار مؤثر است.
در مقایسه فرمهای تنفسی عمدتا در مخاط دستگاه تنفس فوقانی تکثیر می یابند جایی که از دسترس سیستم ایمنی سیستمیک به دور هستند و نیاز به ایمنی موضعی مخاطی (IgA، سلولهای T در بافتهای تنفسی، غدد هاردرین، CALT و BALT) می باشد، که واکسنهای معمول این سطح از ایمنی را کامل القا نمیکنند.
2. شرایط گله و عوامل مدیریتی آن
درگیریهای تنفسی معمولاً با آمونیاک بالا، گردوغبار، تراکم زیاد، تهویه نامناسب شدید تر میشوند. در چنین شرایطی حتی واکسیناسیون مناسب هم نمیتواند علایم تنفسی را به طور کامل مهار کند.
در مقابل، ویسروتروپیک بیشتر داخل بدن است و عوامل محیطی تاثیر کمتری در شدت بیماری دارند.
3. کیفیت و نحوه تجویز واکسن
برای کنترل نیوکاسل تنفسی باید واکسن مخاطی قوی (اسپری یا قطره چشمی با سویههای مناسب مثل Clone30, B1, VG/GA) استفاده شود و در زمان درست.
خطا در روش تجویز (اسپری ضعیف، آشامیدنی در شرایط نامناسب، دز پایین) باعث میشود در مجاری تنفسی ایمنی کافی شکل نگیرد.
4. تنوع سویهها و تغییرات ژنومی NDV وقتی که ویروس شدینگ اش عمدتا تنفسی است.
سویههای ویسروتروپیک آنتیژنی کمتر متنوع هستند و واکسنهای تزریقی و کلاسیک (لاسوتا، B1، کلون 30) پوشش مناسبی ایجاد میکنند. اما در فرمهای تنفسی، اغلب سویههای متنوعتری با تفاوتهای ژنوتیپی (بهخصوص در پروتئین F و HN) دیده میشود که واکسنهای رایج همیشه تطابق کامل ندارند.
5. عفونت های همزمان با دیگر ویروس ها عمدتا با آنفلوانزا و برونشیت در فرم تنفسی وجود دارد که بخاطر سرکوب سیستم ایمنی عملا واکسن را از کارایی لازم می اندازد. این حالت در نیوکاسل احشایی وجود ندارد.


